گمان غالب انگاری
گمان غالب انگاری
رسانه ها از یک منظر نمایشگر اجتماع هستند. به بیان دیگر آنها برای بیان مطالب خود از حقایق و مسایلی که در درون جامعه است سخن می گویند و تصویری از جامعه ی مبدا را عرضه می کنند. این کارکرد رسانه ها در رسانه های خبری مانند شبکه های خبری روزنامه ها و مجلات به خوبی قابل رویت است. در این حالت رسانه ها آنچه که هست را به مخاطبانشان ارائه می دهند.
از طرف دیگر رسانه ها کارکرد دیگری نیز در اجتماع خود دارند. این کارکرد رسانه ها متفاوت با کارکرد قبلی است. در واقع این کارکرد رو به جلو است و رسانه ها آنچه که باید باشد را به جامعه نشان می دهند.
از جمله رسانه های جمعی که دارای قدرت چشمگیری در انقال معنا به مخاطبانش است سینما است. «سینما بیش از هر وسیله ارتباط جمعی و در ميان رسانه هاي جمعي بيش از ديگر رسانه هاي تصويري باعث جذب افکار و برانگیختن تصورات و اذهان مردم شده است. فیلم های سینمایی در واقع پدیده ای فراتر از یک وسیله سرگرمی هستند. آنها نقش بلند مدتی را در شکل گیری فرهنگ بر عهده دارند.»( دفلور ملوین و ای نیس اورت. شناخت ارتباطات جمعی، باهنر ناصر، دانشکده صدا و سیما، ص 212)
با توجه به مقدماتی که در بالا گفته شد سینما از جمله مهمترین وسایل ارتباط جمعی است که به تبادل معنا می پردازد. در این تبادل معنا نویسنده و کارگردان بر اساس تجریبات قبلی که از زندگی خود یا دیگران به دست آورده اند به تولید معنا برای بسته بندی و عرضه در جایگاهی به عنوان فیلم می پردازند.
«فیلم ها مسایلی را مطرح می کنند که نشان دهنده نفوذ آن بر اخلاقیات خلق و خوی اعتقادات و رفتار افراد جامعه است»(همان 213)
با توجه به این مقدمات سینما از مهم ترین رسانه های جمعی است. در واقع کسانی که با پدیده ای به عنوان فیلم روبرو می شوند در فضایی متفاوت با رسانه های دیگر در معرض دریافت معنا قرار می گیرند. در فضایی اصطلاحا «استریل» که در آن مخاطب بدون هیچ گونه عامل برهم زننده و مختل کننده دریافت معنا در معرض بیان و کلام فیلم قرار می گیرد. یعنی مخاطب در سالن تاریک بدون هیچ عامل برهم زننده ارتباط یا همانطور که گفتیم فضایی استریل و پاک به دریافت معنا می پردازد. درک این اهمیت سینماست که جایگاه سینما به عنوان یک رسانه ی جمعی را مهم می سازد.
کتاب قانون. فیلمی که از جمله فیلم های حاشیه دار دو سه سال اخیر سینما بود. فیلمی که مانند صد سال به این سالها(سامان مقدم) و سنتوری(داریوش مهر جویی) تسویه حساب(تهمینه میلانی) در ابتدا توقیف شد اما تنها به سرنوشت صد سال به این سالها دچار شد. بازسازی برخی از صحنه ها و ظاهرا از بقيه به خاطر اجازه ي اكران موفق تر بود.
کتاب قانون. فیلمی که از مسایلی سخن می گوید که منکر وجودش در جامعه ی ایرانی نیستیم. در نگاهی دقیق زندگی روزمره ی ما در مواجهه با این پلشتیهای اخلاقی و رفتاری ما و دوستان و اطرافیان ما است. از غیبت و تظاهر به دینداری تا بی احترامی به پول ملی و غش در معامله. و بر هیچ انسان خوش انصافی پوشیده نیست که جامعه ی ما در عین اینکه واجد صفات و نیکویی های اخلاقی ای است که در دیگر مناطق دنیا قابل رویت نیست(مانند مهمان نوازی کمک کردن به دیگران احترام به بزرگان اهمیت دادن به خانواده) در برخی از مسایل و نکات اخلاقی پایه ای مانند آنها که گفتیم دچار مشکل جدی است و باید به حال آنها فکر اساسی کرد.
کتاب قانون. شاید در نگاه اول به نظر نرسد فیلم مشکل خاصی داشته باشد. درواقع با توجه به چیزهایی که در اطراف خود می بینیم گمان اینکه فیلم آنچه نیست را نشان می دهد نمی بریم اما یکی از ایرادهای فیلم دقیقا در اینجاست. با محتوا و مشکلاتی که در فیلم به عنوان درونیات جامعه ایرانی بیان می شود به نظر نمی رسد کسی مشکلی داشته باشد اما مشکل دیگر در روی دیگر این سکه است. روش بیان مشکل اساسی برخی از فیلمهای سینمای ایران. گاهی اینکه مشکلی هست برهیچ کس پوشیده نیست. گاهی اینکه مشکلی باید اصلاح شود هم مورد قبول همه است اما روش بیان مشکل و اینکه چگونه زخم را به بیمار نشان دهیم بسیار مهمتر از درمان است. شاید اگر ناامید کننده و منفی در مورد زخمي سخن بگوییم بیمار امید بهبودی را از دست بدهد. دقیقا این ایراد اول کتاب قانون است. لحن کتاب قانون در بیان ریا، دروغ، تمسک به پوسته ی دین، دینداری در عین بی اطلاعی، دورویی و نفاق، خود محوری و ... لحن اصلاحی نیست. آنچه از این لحن به دست می آید لحن مخربی است که در مواقعی به تمسخر هم می رسد. از طرف دیگر وقتی کسی به بیان اشکالات متعددی از طرف طیف خاصی می پردازد بسیار ظریف به خالی کردن زیر پای افراد واجد این صفت هم می رسد. مگر آنجا که با نشان دادن افرادی دیگر از همان تیپ شخصیتی که دارای آن صفت نیستند بگوید: اگر اینان واجد این رفتارهای احمقانه و سخیف هستند این افراد هم از همان تیپ شخصیتی این صفات را ندارد. اینجاست که می توان اصلاح گری یا تخریب کنندگی بیان را دریافت. به بیان دیگر نویسنده ی محترم(محمد رحمانیان) با بیان رذایل اخلاقی که همه ی آنها به طور کاملا اتفاقی(!) در تیپ های مذهبی و سنتی جمع شده اند به نظر می رسد بیشتر قصد تخریب دارد تا نیت اصلاح و همان طور که گفته شد اگر روزی ایشان ادعای این کنند که: خیر اصلا چنین قصدی در من نبوده آن زمان در پاسخ ایشان می توان گفت هنگامی که شما از جماعتی فقط یه تیپ منفی نشان میدهید خواه ناخواه این معنا را می رسانید که اینان همان مشتند که نمایانگر خروارند.
اما این تنها ایراد کتاب قانون نیست. همانطور که گفته شد رسانه ها گاه نقش بیان وضعیت کنونی را بر عهده دارند و در این حالت به توصیف به زبان هنری می پردازند. و برخی از اوقات این مشکل بسیار در سینمای ایران شایع می شود که فیلم ها دارای تصاویر واقعی هستند اما واقعا چقدر از افراد جامعه: 1. دارای این مشکل هستند؟ و 2. چقدر از افراد جامعه نیازمند دانستن این مشکل هستند؟
گاهی توجه همه به مشکلی باعث شیوع آن می شود. یعنی اینکه همه بدانند مشکلی که افراد کمی واجد آنند موجود است ذهن ها به طرف آن متمایل می شود و خواه نا خواه تبلیغ آن می شود. مثل اینکه کسی به کس دیگر توصیه می کرد: در وقت امتحان اصلا به گوسفند فکر نکن! و طرف در حین امتحان به تنها چیزی که فکر می کرد گوسفند بود!
به بیان دیگر کتاب قانون در پرداخت به مشکلات اخلاقی- رفتاری جامعه ی ایرانی بی انصافی کرده است چرا که اولا چقدر از افراد جامعه اینقدر کج فهم و به عبارت دیگر نفهم در مسایل دینی هستند و ثانیا آیا اگر ما این افراد را به همه نشان دهیم و روی آن مانور دهیم که مخاطب محترم اینان که دارای صفات ذیل اند جنگ رفته اند؛ اهل سفره ی حضرت ابالفضل اند؛ سنتی اند؛ چادری اند و از جمله دغدغه هایشان این است که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست! اینجاست که باید بگوییم نویسنده ی محترم دچار گمان غالب انگاری شده.
کتاب قانون در لحظاتی نکاتی از مسایل دینی را به عنوان دین بیان می کند که بیشتر ساخته و پرداخته ی ذهن نویسنده هست تا کلام دین مبین اسلام. جناب رحمانیان برای آنکه حرکت از جاهلیت به رستگاری را نشان دهد نیاز نبود کلمات مسخره ای را در باب اینکه پیامبر و امیر المونین در جاهلیت بودند که مسلمان شدند را بگوید. کسی که آنقدر بی خبر از تاریخ اسلام هست که نداند پیامبر از جمله موحدان عصر خود بودند و هیچ گاه به پرستش بتها اقدام ننمودند چرا باید در برخی از صحنه های فیلم توهمات خود را به عنوان نظر اسلام غالب مخاطب کند؟
کسی که آنقدر از احکام بی اطلاع است که نداند اگر جنین دچار مشکلی شود که ادامه ی بارداری موجب به خطر انداختن جان مادر شود سقط اشکال ندارد چرا باید این عمل عقلی و شرعی زن باردار فیلم را آنقدر بد جلوه دهد که همه فکر کنند عجب شرع زبان نفهمی است که وقتی جان مادر در خطر است هم دستور به آزاد بودن سقط نمی دهد.
اینها سه مشکل اساسی کتاب قانون بود(روش بیان مخرب؛ گمان غالب انگاری و سخنان بی پایه ی دینی) اما هنوز برخی از صحنه های کتاب قانون توجیه ناپذیر است و البته مشکل نظام ممیزی ناصحیح ماست که در هنگامی که اثری تولید و آماده خروج از دروازه ی عرضه است ممیزی ما ایستاده و آنجا فیلم ها را بیشتر حلال می کند.
البته ما که نفهمیدیم اگر بی حجابی زن بازیگر در ایران ایراد دارد چرا در صحنه ای خانم دارین حمسه بر تخت خوابیدند و مثلا دست بر پیشانی گذاشتند و درواقع موهای باز خود را پوشاندند؟ حتما ایشان به تمامی عوامل فیلم و بازیگران محرمند و فقط به ممیزی ارشاد نامحرم! این هم از فضایل دوستانی است که در پی کلاه شرعی اند و مکتب نرفته دعو اجتهاد دارند و حکم به تراشیدن مو برای زنان بازیگر می دهند تا به راحتی بتوانند بدون روسری باشند!
و البته این میان صحبت راننده ی فلسطینی در انتهای فیلم نقش نتیجه گیری نویسنده را دارد که بحمد الله پس از تخریب وضعیت فعلی آرزوی جامعه ی برتر خود را اینگونه بیان می کند که: دین اصلا مهم نیست و ملاک درستی انسان ها رفتار و برخورد انسانی آنهاست. بي اختیار یاد این کلام غلط افتادم که : می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن! و این هم شد نسخه ی نهایی نویسنده ی محترم برای رهایی از این مشکل.
در نهایت کتاب قانون به عنوان یک فیلم با کارکردهایی که برای سینما گفته شد( بیان وضعیت موجود و نشان دادن وضعیت مطلوب(فرهنگ سازی)) دارای چنین مشکلاتی است.
و این مشکلات همچنان ادامه دارد تا هنگامی که نگاه ما به سینما کارکردی نباشد و بیشتر آثار سینماییمان واگویه های نویسنده و کارگردان باشد.
اين مطلب در شماره ي 18 (16 آبان 1388)هفته نامه ي پنجره چاپ شده است.
«خانواده»، کتابی است 128 صفحهای و تماماً از بیانات مقام معظم رهبری است، که ماحصل کار روی بیش از یکصد سخنرانی در جلسات خطبهخوانی عقد، نشست اندیشههای راهبردی با موضوع زن و خانواده، دیدار مداحان در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها و جلسات با بانوان نخبه است.