نگاهی به شخصیتها در «رسوایی»
نگاهی به شخصیتها در «رسوایی»
برخی فیلمسازان از عناصر داستانی ای استفاده می کنند که تبدیل به کلیشه شده اند؛ اما فقط تعداد کمی از آنها می توانند از کلیشه ها استفاده کنند اما از مرزهای کلیشه بودنشان عبور کرده و عناصری تازه خلق کنند. یعنی کاری کنند که کلیشه ها دیگر کارکرد قبلی را نداشته باشند بلکه تبدیل به مفهوم و مضمونی تازه شوند. بهتر است مثالی بزنیم. «قیصر» نمونه ی خوبی برای این ادعاست. مسعود کیمیایی در قیصر از کلیشه های شایع سینمای دهه چهل استفاده کرد اما آنچنان هنرمندانه سرنوشت آنها را در داستان فیلم تغییر داد که گویی با چهره هایی جدید و تازه روبرو هستیم. ماندگاری و قابلیت ارجاع اجتماعی به قیصر می تواند تاییدی بر این عبارت باشد.
به نظر می رسد شخصیتها در رسوایی با این غرض خلق شدند. خیز نویسنده و کارگردان محترم هم به نیت ارتقا و تغییر و اراده ی مفهوم و مضمونی تازه از این عناصر کلیشه ای بوده است. به عبارت دیگر کلیشه ی شخصیتهای رسوائی به این ترتیب است: دختر فقیر زیبا و بلند پرواز، حاجی بازاری طماع و دیندار سطحی، بچه محل متعصب و خواستگار دختر، شخصیتهای مذهبی با صفا و مردمدار. قبل از دیدن فیلم همین ظواهر امر می تواند قانعمان کند که از ترکیب این شخصیت ها یا چیزی مانند داستان تکراری شیخ صنعا باید درآید، یا فیلمهای شبه اجتماعی روشنفکری ضد دین و یا اثری که صرفا به نیتهای تجاری ساخته شده است. اما به نظر می رسد اینگونه نیست.
ماده خام اولیه داستان همین حرفهای عامیانه است. اما حرف فیلم عامیانه نیست. شجاعت سخن گفتن با ادبیات عامیانه واقعن ستودنی است و باید بدانیم این مساله حقیقتا سهل و ممتنع است. یعنی اینکه بتوانیم مفاهیم عمیق را با ساده ترین ادبیات، بیان کنیم. برخی از سوره های قرآن الگوهای این سبک هستند. گاهی می توان بدون خواندن ترجمه هم از مضمون آن در قدم اول بهره برد. چه رسد به اینکه خواننده علم تفسیر بداند.
بهتر است به مساله اول بحثمان باز گردیم. آیا رسوایی توانسته از این کلیشه های سینمایی عبور کند یا نه؟ برای بررسی این ادعا بهتر است شخصیتهای اصلی و فرعی را به دو گروه قسمت کنیم: «آقا شریف، افسانه و جعفر» و «حاج یوسف و پیرمرد لحافدوز».
در گروه اول شاهد چه رفتارها و خصوصیاتی از این شخصیت ها هستیم؟ دختر می خواهد از زیبایی و جوانی اش بهره ببرد. حاج شریف می خواهد با توسل به ظاهر دین و مالش به خواهش نفسش برسد. جعفر هم به هر طریقی می خواهد افسانه را تصاحب کند. همین سه شخصیت می تواند شخصیتهای یک فیلم تجاری باشد(کما اینکه تا به حال بوده است). اما آیا این شخصیتها غیر از آن چیزهایی که از انها انتظار می رود عمل می کنند و آیا در تعامل با هم اتفاق تازه ای در معنای داستان می افتد؟ پاسخ منفی است. آنها در حد همان کلیشه باقی می مانند. داستان جدیدی هم ندارد. آنها همان کارکرد سابق خود را دارند. از ابتدای ورودشان همان کارهایی را می کنند که توقعش را داریم و همانجور هستند که قابل حدس هست. به سرعت در فضای قصه جاگرفته و کارشان آغاز می شوند. افسانه افسونگری می کند؛ جعفر به دنبال افسانه است؛ حاج شریفِ حاجی بازاری قشری دنبال گرفتن طلب پدر افسانه است و سعی در تصاحب دختر. می بینید؛ اتفاق جدیدی رخ نداده است. همان شخصیتها و همان کاراکترها. اما آیا تلاش نویسنده و کارگردان برای عبور از کلیشه ها همچنان بدون موفقیت است؟ خیر.
حاج یوسف و پیرمرد لحافدوز در طرف دیگر این تقسیم بندی قرار دارند. حاج یوسف در اوج غافلگیری ماست. او آنچنان که نشان می دهد نیست. کم کم متوجه می شویم همانطور که زندگی می کند از فرودستان اطرافش هم غافل نیست. کم کم می فهمیم همانطور که راه می رود چیزهایی هم می داند. او آرام آرام خود را می نماید آنچنان که هست. و این معرفی آنقدر دقیق و هنرمندانه است که وقتی باطن بینی تواناییهای معنوی او را می بینیم خنده مان نمی گیرد که مگه میشه؟ این میخکوب شدن و باور تماشاگر به خاطر این است که با معرفی دقیق حاج یوسف غیر از این هم انتظار نداریم. باور چنین مفاهیمی برای تماشاگر دیندار ایرانی خیلی مشکل است و این کار با خلق شخصیت حاج یوسف از دل کلیشه ها انجام شده است.
بهتر است در مورد این گروه به یک نکته ی اساسی توجه کنیم. چهره های روحانی در سینما و تلویزیون ایران ما به ازاهای قابل توجهی دارند. اما چرا به نظر می رسد روحانی این فیلم تافته جدا بافته ای است؟ چرا برخی فکر می کنند روحانی این فیلم توقع دیگری از روحانی را ایجاد می کند؟ به نظر می رسد آشنایی دقیق ده نمکی با این گروه و توجه به ریزه کاریهای رفتاری آنها موجب شده تا روحانی فیلم یک آخوند ساده نباشد. جلوه ای باشد از یک روحانی ایده آل. در میان خلق زیست می کند اما زیستش دنیایی نیست. از خلق نبریده بلکه با زبان آنها سخن می گوید و آنها را به رعایت تقوا و عمل صالح دعوت می کند. و از همه مهمتر برای مردم وقت می گذارد و کار او ارشاد با رفتار و عملش است. این چیزی است که نشان دهنده قدرت فیلمساز است. استفاده از عناصر معمولی سینما اما خلق مفهومی تازه. این خلق حاج یوسف آنقدر هنرمندانه است که انسان با دیدن گوشه گوشه ی رفتار او یاد رفتار نمونه های واقعی این افراد می افتد. پیرمرد لحافدوز هم از این قاعده مستثنا نیست. او که جلوه ی اخلاق عملی است با تذکرهایش در جریان فیلم و آن حرف طلایی در پایان فیلم چونان تلنگری است بر مردم محله و البته ما تماشاگران؛ که فاصله میان حق و باطل تنها چهار انگشت است.
خارج از نقد
شاید با سینما و شخصیت آقای ده نمکی مخالف و یا معارض باشیم. اما اختلاط این مساله با نقد فیلمهای او کار نادرستی است که بعد از فیلمهای ده نمکی رواج دارد. باید توجه داشت که حالا ده نمکی یک کارگردان است مانند باقی کارگردانهای سینمای ایران. فیلم می سازد و ممکن است در فیلمش اشتباهاتی باشد و گاهی به زعم ما فیلمهایش در طیف خوب تا بد جای گیرد. اما نباید این مساله باعث شود تا فراموش کنیم خدمتی که او به اقتصاد بحران زده ی سینمای دهه هشتاد انجام داد.
او کسی است که مخاطبان خود را پیدا کرد و با آنها کمکی اساسی به اقتصاد سینما(از سینماداران تا عوامل به سینما) کرد. ما می توانیم نسبت به فیلمهای او نقد اساسی داشته باشیم(کما اینکه حقیر نسبت به شماره 2 و 3 اخراجی ها موضع دارد) اما نمی توان به بهانه مخالفت با عقاید و طرز ورود او به سینما او را نادیده گرفت. این بی انصافی است کسی که در فیلمهای اولش توانسته مخاطب پیدا کند و با فروش بالایش به اقتصاد سینما کمک کند نقد شخصیت و گاهی تخریب شخصیت شود؛ به جای آنکه اثر او «قاطعانه» نقد گردد. اینکه چون سالنهای بیشتری به رسوایی اختصاص داده شده است پس فروش بالاتری دارد نیز حرف بی اساسی است. سینماداران می توانند فیلمهای قرار گرفته در لیبست اکران را خود برای نمایش انتخاب کنند. نه اینکه از هر جایی به آنها دستور داده شود. خب این واضح است که سینماداران به فیلمی اقبال گسترده نشان دهند که فروش تضمین شده ای دارد. نه فلان فیلم روشنفکری خوش ساخت که مخاطب بسیار محدودی دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۰۳ ساعت 17:10 توسط مهدی انصاری
|
«خانواده»، کتابی است 128 صفحهای و تماماً از بیانات مقام معظم رهبری است، که ماحصل کار روی بیش از یکصد سخنرانی در جلسات خطبهخوانی عقد، نشست اندیشههای راهبردی با موضوع زن و خانواده، دیدار مداحان در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها و جلسات با بانوان نخبه است.