به نام حق

19 بهمن- روز هشتم جشن واره فجر

کلیات

از تلخ ترین اتفاقات سینما در ایران آن است که فیلمی سفارشی را کسی بسازد که در حال و هوای موضوع سفارش نبوده و حتی در برخی موارد تراژیک خیلی هم آن را قبول ندارد!
مثال به تعداد نصف آثار تولیدی سینمای ایران ِ پس از انقلاب(تقریبا) موجود است!!!

جزئیات

*تاج محل

تاج محل را می توان داستان انسانهایی دانست که در اوج سختی هایشان به فکر دیگران هستند و قبل از هر چیز یا «انسان» هستند و یا «انسان» نیستند.
تاج محل را میتوان داستان انسانهایی دانست که در فقر و نداریشان به حال خود رها شده اند و فریادرسی ندارند. انسانیت و دردهای فقر را شاید بتوان موضوع فیلم دانست.
تصویرهای زیبا و میزانسنهای آرام(که احتمالا باید تاثیر میرکریمی باشد) نکته ی ارزشمندی برای فیلم به حساب می آیند. البته نباید از بازی روان نابازیگران فیلم، هم غفلت کرد.

البته اگر بتوانید داستان آرام و بی فراز  نشیب(و گاهی خسته کننده) آن را تحمل کنید می توانید پایان خوش آن را هم ببینید.

*بشارت به یک شهروند هزاره سوم

همه می دانیم در دوران رواج عرفانهای دروغین و گسترش عقاید پوچی مانند شیطان گرایی قرار داریم. همه می دانیم این علفهای هرز می تواند ضررهای غیر قابل جبرانی هم به خانواده ها بزند اما حالا چرا باید چنین موضوعی را با چنین قصه ی کشداری و به دست کارگردانی که در فضای سینمای اجتماعی نیست و در فیلم قبلیش هم فضای شاعرانگی دارد بدهیم تا یک اثر خسته کننده و طنز بسازد؟!

*استرداد

استرداد فیلم بدی نیست. اگرچه به نظرم لایق کاندیدا شدن این چنینی در جشن فجر نبود. بدون شک بودجه بالای این فیلم در موفقیتش نقش داشته. البته فیلمبرداری، بازیگری خوب و فیلمنامه قابل تامل در به چشم آمدن فیلم تاثیر داشته است.

اما خوب است از مسئولان بنیاد فارابی بپرسیم ساخت چنین پروژه ی پر هزینه ای که در صحت تاریخی آن نیز شک است چه دلیل و توجیهی دارد؟