به نام گسترده مهر مهربان

در مورد فیلم من مادر هستم یک سوال اساسی و چند سوال فرعی دارم. سوالهایی که هر چند برایشان پاسخهای کوتاهی عرض کرده ام، اما به نظر می رسد جای بررسی بیشتر دارد.

سوال اصلی:
آیا برای مذمت چیزهای بد، باید بدی را نمایش دهیم؟ به بیان دیگر بر چه مبنای شرعی و عرفی برای اینکه افراد اطرافمان را نسبت به کارهای بد تحذیر کنیم باید اقدام به نمایش بدی کنیم؟

به نظرم برای بیان بد بودن رابطه های افسار گسیخته نیازی نیست زمان فیلم را به این در هم بودن اختصاص دهیم؛ احتمالن نیازی نیست این همه نمای شرب خمر نشان دهیم؛ بیان مصرانه ی خانه خالی و تخت و خواب و حمام چه ضرورتی دارد؟ چه اصراری است این همه بر نمایش بدمستی و نگاه شهوت آمیز تاکید کنیم؟

شاید در فرهنگ غربی نمایش بدی برای مذمت و دور کردن افراد از رفتار غلط، خیلی بیراه نباشد(مثلا دو فیلم بی وفا از دی پالما و چشمان کاملا بسته از جناب کوبریک بدی را به جهت رد کردن نشان می دهند) اما در فرهنگ ایرانی اسلامی ما آیا این مساله باید اینگونه باشد؟

به نظر می رسد در فرهنگ اسلامی ایرانی نهی از بدی با بیان تبعاتش و اشاره ی کلی به آن انجام می شود. فی المثل در قرآن می خوانیم: «وَلاَ تَقْرَبُوا الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلاً (إسراء:32)» یا «لا تَقْرَبُوا الْفَوَحِش مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْس الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقّ‏ِذَلِكمْ وَصـّاكُم بِهِ لَعَلَّكمْ تَعْقِلُونَ‏ (انعام 151)».

سوالات فرعی:
-منطق داستان
چرا بر مبنای داستان حکم آوا-به خاطر قتل سعید- اعدام است؟

بر اساس منطق فیلم، حکم دادگاه صرفا بر مبنای فیلمی چند دقیقه ای صادر می شود که آوا و سعید در حالی که مست هستند مشغول خوش و بش و بازی بیلیاردند. صدور حکم بر اساس این فیلم مردود است؛ زیرا اولا راحت بودن با هم دلیل رضایت آوا بر رابطه با سعید نیست چرا که سعید دوست قدیمی پدر آواست و طبیعی است که با او راحت باشد و ثانیا اتفاقا می تواند دلیل نظر داشتن سعید به آوا نیز باشد. از طرف دیگر این مساله در فرآیند صدور حکم بررسی نمی شود که به آوا تجاوز شده است. چرا که آوا اگر اهل رابطه بود قبلا با پدرام(دوستش) در خانه سعید رابطه برقرار می کرد؛ افزون بر این آوا از شدت فشار اتفاق شب خانه سعید رگش را زده است. پس این اتفاق برایش خیلی گران بوده و بر مبنای فیلم این رابطه با رضایت آوا نبوده است. البته احتمالن آوا از اعدام تبرئه نمی شود چرا که عملش دفاع مشروع محسوب نمی گردد(چون در شب بعد و پس از قتل انجام شده و در حال مستی بوده) اما لازم بود در دادگاه زنای محصنه و تجاوز سعید بررسی می شد.

-زمان
اتفاقات در چه دوره های زمانی اتفاق می افتد؟

به نظر می رسد مفهوم زمان در فیلمنامه با کم دقتی مواجه است. گاهی آنچنان سریع است که کاملا تعجب آمیز می شود. مانند زمان بستری شدن و ترخیص آوا یا زمان مشخص شدن حاملگی و درنتیجه سقط بچه. همچنین سرعت سیستم قضایی در پیگیری پرونده نیز واقعا حیرت انگیز است. زمان دستگیری و طی شدن مراحل بازپرسی و انتقال ناهید(مادر آوا) به زندان و خروج سریع ناهید از زندان و طی شدن مراحل بازپرسی و زندانی شدن آوا نمونه های سرعت سیستم قضایی ایران -البته در سینما- است.

-مخاطب شناسی
چرا من مادر هستم باید در کل کشور اکران شود؟

شاید به این نتیجه برسیم که نمایش بدی و عمق فاجعه برای عده ای که سخت به بدی مشغولند امر مثبتی باشد. حالا چرا باید چنین فیلمی که مساله ی اقشار محدودی در کلانشهرهاست باید در کل کشور به نمایش درآید؟ چرا نباید برخی فیلمها با توجه به گروه هدف ِ مشخص ساخت شوند تا اولا هم همه اقشار جامعه نسبت به آن مطلع نگردند و هم گروه هدف مخاطب فیلم باشد. احتمالن این بحث بی ربط به مطلب قبلی اینجا نیست: جای جامعه شناس کجای رسانه است؟

-قصاص
چرا در یک سال همزمان سه فیلم در مورد قصاص ساخته شده است؟

ظاهرا جمع بندی  نسخه ی فعلی فیلم این است که مساله ارتباطی به موضوع قصاص ندارد اما در نسخه های اولیه اینگونه نبود و بحث قصاص با توجه به عقبه ی داستانی و بی گناه به نظر رسیدن آوا مطرح شده و مذمت می شود. حالا بد نیست به این موضوع هم فکر کرد که چگونه سه فیلم: سوت پایان، انتهای خیابان هشتم و من مادر هستم با موضوع قصاص در سال 89 ساخته شده است؟



پس نوشت
تشکر می کنم از :
تمامی دوستانی که اهل فکر و بحثند و به چیزهایی که ندیدند اعتراض می کنند!
تمامی دوستانی که یک فیلم متوسط را پس از شکار غرور آمیز پهباد آمریکا خبر یک رسانه ها کردند!
تمامی دوستانی که مساله ی اول جمهوری اسلامی ایران را من مادر هستم، پل چوبی، برف روی کاجها و ... می دانند!
تمامی دوستانی که همـّه ی راههای اعتراض را بلدند و بیست و خرده ای سال است با مشتهای گره کرده در خیابان فریاد می زنند و از شهدا شرمنده اند!
تمامی دوستانی که اهل شعار و شعر و فحشند و میدان عملشان کف خیابان و تظاهرات است!
تمامی دوستانی که با اعتراضهایشان به اقتصاد سینمای ایران رونق بخشیده و فیلمهایی چنین معمولی را پرفروش می کنند!
و خانواده ی رجبی که بار سینمای ایران حقیقتا بر دوش آنان است...