به نام حق



نکته: در این مطلب جامعه شناس، هم یک معنای خاص دارد که مشخص است و هم به طور عام به کسانی اطلاق می گردد که جامعه ی دینی خود را می شناسند و می توانند مصلحت مردمشان را فهم کنند و البته به اقتضائات زمانه هم آگاهی کامل دارند. 

به گمانم یک جامعه شناس و متخصص رسانه به دو صورت می تواند به رسانه های جمعی ِ اجتماعش کمک کند. اول در هنگام پیش تولید و تولید یعنی زمان نوشتن و انتخاب عوامل و ساختن اثر و دوم در زمان ِ پخش اثر.

به گمان نگارنده اگر زمانی این دو اتفاق خوب سر فیلم و احیانا فیلمهایی بیفتد مشکلاتی شبیه اتفاقات عجیب این روزها رخ نمی دهد. اتفاقات عجیبی که یک سر آن افراد دغدغه مند ِ بی تدبیری هستند که اعتراضات و تهدیدهایی می کنند که عملا موجب کور شدن گره ِ این اتفاقات می شود؛ و در طرف دیگر سازندگانی هستند که تنها ادعای شناخت جامعه را دارند و بلدند ژست تحلیل جامعه را بگیرند و فیلمهایی تولید می کنند که قدمی آگاهی را در جامعه جلوتر نمی برد.

پس باید بدانیم همانقدر که تولید یک فیلم نیاز به نظر و حضور ِ چند جامعه شناس و متخصص ارتباطات دارد فرآیند پخش فیلمهای سینمایی و آثار تلویزیونی هم نیازمند نظر و تامل چند جامعه شناس است. چرا که اولا هر فیلمی مخاطب خاص خود را دارد و تنها، برخی از فیلمها هم مخاطب عام هستند. و ثانیا با مردم باید بر اساس دغدغه ها و آگاهی هایشان سخن گفت. چرا که ممکن است موضوعی برای من، دغدغه و مساله نباشد و حال آنکه برای کسان دیگری مورد مبتلا بهی باشد.

حال باید پرسید؛ چه نیازی است برخی از فیلمها برای تمام مخاطبین پخش شود؟ چه ضرورتی دارد مخاطب همه ی فیلمها، خانواده ها باشند؟ چرا نباید برخی فیلمها تنها در محیطهای دانشگاهی اکران شود؟ چرا برنامه ها و سریالهای تلویزیون و فیلمهای سینمایی با رده بندی سنی، تحصیلاتی، رشته ای و یا حتی جنسیتی ارائه نمی شوند؟ و خیلی چراهای دیگر...

بنابراین حالا که در زمان پیش تولید و تولید افراد متخصص حضور ندارند و نویسندگان و سینماگران با اعتماد به نفس کاذبـشان اثر تولید می کنند و در مورد جامعه ی شان تحلیل ارائه می دهند چرا برای پخش(که سیستمی دولتی دارد) از نظر افراد آگاه یا همان جامعه شناسان و متخصصان رسانه استفاده نگردد؟



پس نوشت:
-    شاید این مطلب بتواند ایده ای برای اصلاح سیستم نظارت و ارزشیابی باشد.
-    چقدر این روزها حال سینما و تلویزیون خراب است.
-    آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت// حافظ! این خرقه ی پشمینه بینداز و برو...