تَرک بر آرمانهای مشترک
بـسم الله
تَرک بر آرمانهای مشترک
بازخوانی سبک تشکیل زندگی دهه شصتی
در مطلب مقدمه عرض شد دهه 60 ویژگیهایی دارد که بسیار قابل الگو برداری است. همانطور که عبرتهایی هم دارد که برای دوری از افراطها و تفریطها راهگشاست. اما موضوعی که برای شروع این بحث قصد دارم در مورد آن صحبت کنم سبک زندگی دهه شصتی در مورد تشکیل زندگی است.در ابتدا لازم است به بررسی مولفه های این سبک زندگی بپردازیم. قبل از آن ارائه ی این توضیح مهم است که بگویم استخراج این مولفه ها بر اساس خاطرات رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس و شنیده ها از دوستان و آشنایان و مشاهدات و تصاویر سینمایی و تلویزیونی- به عنوان آینه ای از وضعیت اجتماعی آن دوران- است.
اصالت ایمان و برجستگی رو حیه ی جهادی
به نظر می رسد اصلی ترین یا از مهمترین معیارهای ازدواج اعتقاد عمیق و وثیق به اسلام و ایمان در زوجین بوده است و سنجیدن این مساله خود از بخشهای تحقیق به حساب می آمده است.
یکی دیگر از معیارهای مهم غیر از سنجیدن ایمان در طرف مقابل میزان فعالیت و انجام وظایف انقلابی بوده است. رفتن یا نرفتن به جبهه و فعالیت خانمها در پشت جبهه و حضور آنها در مساجد به قطع در درک این وظیفه گرایی موثر بوده است.
ساه زیستی و راحت گیری
یکی از چیزهایی که در دهه 60 به یک رفتار عمومی و قاعده تبدیل شده بود ازدواجها و زندگیهای ساده بود. البته گاهی این سادگی از حد خارج می شد و واقعا بی دلیل می شد اما در هر حال اصل، این بوده که زندگی و ازدواج ساده باشد. دوست عزیزی می گفت من مادرم از ازدواج ساده خوشش نمی آمد اما شرایط مجبورش کرد تا عروسی ساده بگیرد. یعنی همانطور که گفتیم این رفتار آنقدر عمومیت داشته که دارای فشار اجتماعی بوده است. مراسمهای عروسی در خانه یا مسجد، یکی گرفتن نامزدی و عروسی، خانه هایی که تنها یک اتاق بودند، جهازهایی که پشت یک وانت جمع می شد، استفاده از وسایل ارزان، مهریه های کم و خیلی چیزهای دیگر که اکنون برای ما قصه ظهر جمعه هم به حساب نمی آیند در دهه 60 رفتار عمومی بودند.
اما گروه هدف این حرفها
طرف صحبت حقیر در این مطلب با جوانان انقلابی است که وظایفی بیشتر از وظایف اجتماعی خود بر دوش خویش احساس می کنند و کسانی را الگو قرار داده اند که خود از پیشتازان عرصه ی وظیفه مداری انقلابی بودند. اما به نظرم این نوع سبک زندگی سوای انقلابیها برای دو گروه دیگر نیز بسیار سودمند است. کسانی که دغدغه های علمی دارند و در فضاهای علمی پژوهشی قصد حرکت دارند و افراد مذهبی که می خواهند یک زندگی آرام و بی دغدغه داشته باشند. ماجرای سینی داغ و ابوذر و سلمان که در خاطرتان هست. هرچه سبکبارتر بهتر!
همه ی اینها گفته شد که...
همه ی اینها را گفتیم که بگوییم حالا برای یک زندگی جهادی در امروز ایران نقش چه گروهی مهمتر است؟ به عبارت دیگر دغدغه مند بودن و دارا بودن روحیه ی انقلابی و روحیات دهه شصتی برای مردان واجبتر است یا زنان؟ به نظرم از اینکه همه می گوییم: «از دامن زن، مرد به معراج رود» و یا اینکه بهشت را زیر پای مادران می دانیم پیداست که نقش دختران انقلابی در آینده ی انقلاب بسیار مهم است. چه بسیار انسانهای با دغدغه ای که پس از وارد شدن به کوران زندگی به روزمرگی و کسب روزی حلال افتادند و موتور انقلابی گریشان خاموش شد و به سردی گرایید. و چه بسیار مردانی متوسطی که پس از ازدواج از طریق همسرانشان با دغدغه تر شدند. به گمانم هنوز ماجرای شهید بزرگوار کربلا «زهیر بن قین» در خاطرتان هست. همو که همسرش او را به دیدار اباعبدالله ترغیب کرد. دیدار امام همان و رستگاری همان.
بنا بر این همه می دانیم نقش همسران و مادران در پرورش و ارتقای روحیه ی انقلابی بسیار مهم و تاثیرگذار است. همچنین وظیفه ی انقلابی و تاریخی مهمی نیز بر دوش آنان است. اما آیا دختران ارزشی و انقلابی دارای این روحیه های انقلابی هستند؟ آیا هنوز هم معیارهای زندگیشان سادگی و اولویتشان وظیفه گرایی هست؟
من در موضع پاسخگویی نیستم اما همین را می دانم که هر وقت بین دوستان دغدغه مند و انقلابیمان صحبت از ازدواج می شود به گمانم آه حسرت ازدواجهای ساده و بی آلایش دهه 60(که به یقین بسیار به مبانی دینی نزدیک بودند) از نهادشان برمیخیزد. مشکل کجاست نمی دانم؟
«خانواده»، کتابی است 128 صفحهای و تماماً از بیانات مقام معظم رهبری است، که ماحصل کار روی بیش از یکصد سخنرانی در جلسات خطبهخوانی عقد، نشست اندیشههای راهبردی با موضوع زن و خانواده، دیدار مداحان در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها و جلسات با بانوان نخبه است.