<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پارس نوشت</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/</link>
<description>اینجا دیار جویندگان علم در ثریا است.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 26 Dec 2009 07:20:22 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سرعت زمان و صداها...</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;۱. حس می کنم زمان با سرعتی نه مثل گذشته در حال حرکت است. آنقدر اتفاق در این چند روزه می افتد که سنگینی هر کدامش برای عمری بس است...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درک کامل هر کدامشان پیرمان می کند چه رسد به دیدن تک تکشان، آن هم در مدتی بسیار اندک...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;صلی الله علیک یا ام المصائب... یا زینب کبری&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 478px; HEIGHT: 327px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=middle src=&quot;http://pic.ksb7.com/images/u033vw993c0weauyqyre.jpg&quot; width=555 height=441&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲. وقتی کنار خانه ات خانه ی خدا باشد و از صبح صدای طبل و سنج و دهل عزا برپا باشد چه حسی پیدا می کنی؟ تا می خواهی فراموش کنی که در چه روزهایی هستی صداها نمی گذارند به نسیان بروی. صداها نمی گذارند فراموش کنی امروز بر طبل جدایی حق و باطل نواخته می شود. صداها به تو می گویند این یادآوری جنگی است که حسین(علیه السلام) با مردان جنگی اش در آن مرز حق و ناحق را مشخص کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این روزها روز حسین(علیه السلام) و مردان حسین(علیه السلام) است. روز آنانکه دینشان غیر از عبادت و خوب بودن برای خلق چیز دیگری هم داشت: &lt;STRONG&gt;جـــهـــاد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 07:20:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند جمله اي ها(2): ‌باز هم كيمياييِ خسته!...</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;هوالحی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;چند جمله اي ها(2)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;باز هم كيمياييِ خسته!...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 226px; HEIGHT: 318px&quot; height=480 alt=&quot;استاد كيميايي سر صحنه ي محاكمه در خيابان&quot; hspace=0 src=&quot;http://pic.ksb7.com/images/wv99w670baz3se5uqnuu.jpg&quot; width=206 align=middle border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محاكمه در خيابان؛ بيست و هفتمين فيلم يا متفاوت ترين فيلم مسعود كيميايي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هنوز هم نمي فهمم چطور مي شود سازنده ي فيلم هايي مانند قيصر و گوزنها چنين فيلمي ساخته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فكر نكنم كسي بتواند اين همه پتانسيل سينماي ايران(از فيلمبرداري و موسيقي متن گرفته تا بازيگران خوبي مثل فروتن، بهداد و فروزنده) را به سادگي بر سر چنين فيلمي هدر دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كيميايي در تيتراژ ابتدايي فيلم از اصغر فرهادي تشكر كرده است. يكي از دوستان به شوخي مي گفت احتمالا چند سال پيش فرهادي ايده ي چهارشنبه سوري را براي كيميايي تعريف كرده(شك به خيانت در عشق و زندگي و دروغگويي و پنهان كاري يك طرف ماجرا براي از بين نرفتن زندگي طرف ديگر) و كيميايي بي خبر از اينكه اين ايده را &lt;U&gt;بسيار بسيار بسيار بهتر&lt;/U&gt; از فيلم خودش، فرهادي ساخته، دست به ساخت يك اثر ضعيف به ظاهر روشنفكرانه زده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فيلمي كه معلوم نشد چه بود، چه گفت و چه هدفي داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قبل از ديدن فيلم دلم مي خواست كيميايي فيلم را در جشنواره شركت مي داد اما پس از فيلم بسيار مسرور شدم كه در جشنواره شركت نكرد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هنوز هم دلم مي خواهد يكبار كيميايي با فيلمنامه ي نويسنده اي ديگر بر سر ساخت فيلمش برود تا آنجا مشخص شود قدرت كيميايي بر سر ساخت چقدر است. حيف است اين همه ظرفيت توليد يك فيلم سينمايي بر سر چنين فيلم هايي هدر رود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 18:39:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ايده هاي بی ربط و اجراهای بد ترکیب...</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;هو العلیم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ايده هاي بی ربط و اجراهای بد ترکیب...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مدتي است اين مجهول به مجهولات ذهني ام وارد شده كه واقعا مركز ايده پردازي ايده هاي تبليغات شهري شهرداري تهران كجاست؟ به بيان ديگر چه افرادی كار ايده پردازي و انتخاب موضوع را براي نصب بنر در فضاهاي شهري بر عهده دارند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تبليغاتي كه در بدترين وضعيت طراحي و به دست بي سليقه ترين طراحان طراحي مي شود. و با كمال حيرت شاهد آن هستيم كه اين اعلان هاي مناسبتي سبک به شكل وسيع در سطح شهر چاپ و نصب مي شود. واقعا مركز متولي اين مسايل در شهرداري اعتقاد به پول مفت و ارث پدري اموال شهرداري دارد؟ گاهي از خود مي پرسم احتمالا شهرداري مرکز بازيافت بنر(!) دارد كه اينقدر در چاپ بنر اسراف و گشادبازي در مي آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;احتمالا در انتهاي سال هم خدمت شهردار محترم گزارش مي دهند كه ما فلان مقدار درصد روح معنوي و فرهنگ اسلامي را در تهران افزايش داديم و يك گام تهران را به نزديك شدن به شهر اخلاق پيش برديم و در انتها هم و من الله توفيق!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گاهي اوقات برخي از كلمات براي بعضي افراد يا اساسا بي معناست و يا اصلا به گوش نامباركشان نخورده؛ اسراف، سليقه، فكر، تبليغات موثر، هارموني رنگها، جمله بندي دقيق، مشاور تبليغاتي، ذهنيت مخاطب، تفاوت گيرندگان پيام، يكسان نبودن همه ي محلات تهران و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جالبتر از اين مسايل اخيرا ايده ي جديد و پرمغز(!!!) آقايان است كه طرح گسترش موازين و فرهنگ اسلامي در سطح شهر را داده اند! و مهم ترين كار اين طرح شده: چاپ بنر با محتواي روايات ائمه اطهار و ديوار نويسي اذكار و احاديث. بعضي وقتها، برخي افراد كارهايي بدون فكر انجام مي دهند و گاهي اوقات افراد اساسا بي فكرند. جالب اينكه در يكي از اين بنرهاي اطلاع رساني طرح فوريتي گسترش موازين فرهنگ اسلامي كه در خيابان پاسداران نصب شده بود به عنوان يكي از كارهاي مهم اين مجموعه ايده ي كارگاههاي آموزش شهروندي به شهروندان را به عنوان يكي از برنامه هاي اين طرح داده بوند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نگارنده با نوشتن آیات و روایت در سطح شهر اصلا مشکل ندارد اما مشکل اینجاست که ظاهرا این کارها بیشتر فله ای و کوتاه مدت است و دقت بسیار کمی در ورای عمل نهاده شده و بیشتر کارهایی ظاهری است تا کارهایی اثر گذار و بلند مدت. درد اینجاست. به نظر می رسد با این اقدامات شهرداری در پی نشان دادن شهری مدرن و در عین حال اسلامی است اما متاسفانه در بند کارهای کوتاه مدت و ظاهری مانده. حال آنکه راه نشان دادن شهری اینچنینی(که به واقع مطلوب نیز هست) با این کارهای سبک و رو بسیار فاصله دارد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 20:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سینما، رسانه، پيام- فصل دوم: سینما خانواده</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003300 size=6&gt;سینما، رسانه، پيام&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003300 size=6&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;فصل دوم: &lt;U&gt;سینما خانواده&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;براي اطلاع از كليت برنامه &lt;A href=&quot;http://parsnevesht.blogfa.com/post-56.aspx&quot; target=_blank&gt;اينجا&lt;/A&gt; كليك كنيد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 20:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گمان غالب انگاری</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#003366 size=4&gt;گمان غالب انگاری&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 202px; HEIGHT: 268px&quot; height=375 alt=&quot;كتاب قانون&quot; hspace=0 src=&quot;http://pic.ksb7.com/images/402zmbt2eht7mi4cg23.jpg&quot; width=192 align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رسانه ها از یک منظر نمایشگر اجتماع هستند. به بیان دیگر آنها برای بیان مطالب خود از حقایق و مسایلی که در درون جامعه است سخن می گویند و تصویری از جامعه ی مبدا را عرضه می کنند. این کارکرد رسانه ها در رسانه های خبری مانند شبکه های خبری روزنامه ها و مجلات به خوبی قابل رویت است. در این حالت رسانه ها آنچه که هست را به مخاطبانشان ارائه می دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از طرف دیگر رسانه ها کارکرد دیگری نیز در اجتماع خود دارند. این کارکرد رسانه ها متفاوت با کارکرد قبلی است. در واقع این کارکرد رو به جلو است و رسانه ها آنچه که باید باشد را به جامعه نشان می دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از جمله رسانه های جمعی که دارای قدرت چشمگیری در انقال معنا به مخاطبانش است سینما است. «سینما بیش از هر وسیله ارتباط جمعی و در ميان رسانه هاي جمعي بيش از ديگر رسانه هاي تصويري باعث جذب افکار و برانگیختن تصورات و اذهان مردم شده است. فیلم های سینمایی در واقع پدیده ای فراتر از یک وسیله سرگرمی هستند. آنها نقش &lt;U&gt;بلند مدتی را در شکل گیری فرهنگ&lt;/U&gt; بر عهده دارند.»( دفلور ملوین و ای نیس اورت. &lt;B&gt;شناخت ارتباطات جمعی&lt;/B&gt;، باهنر  ناصر، دانشکده صدا و سیما، ص 212)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با توجه به مقدماتی که در بالا گفته شد سینما از جمله مهمترین وسایل ارتباط جمعی است که به تبادل معنا می پردازد. در این تبادل معنا نویسنده و کارگردان بر اساس تجریبات قبلی که از زندگی خود یا دیگران به دست آورده اند به تولید معنا برای بسته بندی و عرضه در جایگاهی به عنوان فیلم می پردازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«فیلم ها مسایلی را مطرح می کنند که نشان دهنده نفوذ آن بر اخلاقیات خلق و خوی اعتقادات و رفتار افراد جامعه است»(همان 213)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با توجه به این مقدمات سینما از مهم ترین رسانه های جمعی است. در واقع کسانی که با پدیده ای به عنوان فیلم روبرو می شوند در فضایی متفاوت با رسانه های دیگر در معرض دریافت معنا قرار می گیرند. در فضایی اصطلاحا «استریل» که در آن مخاطب بدون هیچ گونه عامل برهم زننده و مختل کننده دریافت معنا در معرض بیان و کلام فیلم قرار می گیرد. یعنی مخاطب در سالن تاریک بدون هیچ عامل برهم زننده ارتباط یا همانطور که گفتیم فضایی استریل و پاک به دریافت معنا می پردازد. درک این اهمیت سینماست که جایگاه سینما به عنوان یک رسانه ی جمعی را مهم می سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;کتاب قانون&lt;/B&gt;. فیلمی که از جمله فیلم های حاشیه دار دو سه سال اخیر سینما بود. فیلمی که مانند صد سال به این سالها(سامان مقدم) و سنتوری(داریوش مهر جویی) تسویه حساب(تهمینه میلانی) در ابتدا توقیف شد اما تنها به سرنوشت صد سال به این سالها دچار شد. بازسازی برخی از صحنه ها و ظاهرا از بقيه به خاطر اجازه ي اكران موفق تر بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 16:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سينما، رسانه، پيام</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;هــو المصور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;اين مطلب براي مجموعه برنامه هاي&quot; سينما، رسانه، پيام&quot; در دانشكده ي علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي نوشته شده است و در واقع مقدمه اي براي اين طرح است. &lt;U&gt;فصل اول&lt;/U&gt; اين طرح إن شاء الله دوشنبه۱۱ آبان۱۳۸۸  از ساعت ۱۳ تا ۱۵:۳۰ در دانشكده ي علوم اجتماعي و ارتباطات با نمايش فيلم&lt;U&gt; آواز گنجشكها&lt;/U&gt; برگزار مي شود. منتقد اين برنامه استاد تابش(مدير مسوول و سردبير ماهنامه فيلم نگار) است. پوستر برنامه در ادامه مطلب موجود است. پذيراي حضور گرمتان هستيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;آدرس:&lt;/STRONG&gt; خيابان شريعتي- قبل از بزگراه شهيد همت- خيابان شهيد گل نبي- دانشكده ي علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;مقدمه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يـكم. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سینما بیش از هر وسیله ارتباط جمعی و در ميان رسانه هاي جمعي بيش از ديگر رسانه هاي تصويري باعث جذب افکار و برانگیختن تصورات و اذهان مردم شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فیلم های سینمایی در واقع پدیده ای فراتر از یک وسیله سرگرمی هستند. آنها نقش بلند مدتی را در شکل گیری فرهنگ بر عهده داشتند. شاید جذابیت های هر فیلم بیش از آنکه به تماشاگر در درک معناي اصلی فیلم کمک کند، مانع از تفکر او شود؛ ولی در ميان هیاهوها و جادوی سینما، این حقیقت نهفته است که &lt;B&gt;صنعت سینما&lt;/B&gt; واقعا یک &lt;B&gt;&lt;U&gt;وسیله ارتباط جمعی&lt;/U&gt;&lt;/B&gt; مهم است. فیلمهای سینمایی علاوه بر آنکه یک وسیله ارتباط جمعی و نیروی اجتماعی هستند، در عین حال صنعتی عظیم و متنوع، و همچنین هنري انضمامي به شمار مي آیند. هنری كه در آن از ادبيات پيدا مي شود تا تئاتر و موسيقي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;دوم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; تا به حال از ديدگاه هاي مختلفي به سينما نگريسته شده است و بر اساس همين نگاه ها فيلم ها مورد نقد قرار گرفته اند. براي مثال آنگاه كه بازيگري، با نگاه بازيگري اش فيلمي را مي بيند، لاجرم نكات بازيگري فيلم را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد. و يا برخي از منتقدان سينمايي كه با ديد هنري به سراغ فيلم مي روند در نقدشان نكات زيبايي شناسانه را لحاظ مي كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما در اين ميان اگر بخواهيم با ديد ارتباطي(communication) به سينما نگاه كنيم به چه قسمت هايي از فيلم بايد توجه كنيم؟ به بيان ديگر چه نكاتي از فيلم بايد برايمان مورد اهميت باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در واقع اگر با ديد ارتباطي به سينما نگاه كنيم مي توانيم با رويكرد معناشناسانه به سراغ آن برويم. يعني در فيلم به دنبال معنايي باشيم كه مخاطب دريافت مي كند. معناهايي كه در خودآگاه يا ناخودآگاه مخاطب وارد مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در نهايت نوع نقد ما بيشتر حول محور معناهاي فيلم است. و براي آنكه بتوانيم در نقد از بحث اصلي فيلم(از نظر ما) كه معنا باشد دور نشويم منتقداني دعوت مي كنيم كه در موضوع فيلم صاحب نظر هستند. نه آنانكه منتقد عام سينمايند(حرفه: منتقد). به عبارت ديگر آنكه در موضوع فيلم صاحب نظر است؛ صاحب توانايي و تخصص در مورد موضوع فيلم است و همين توانايي و تخصص به ما كمك مي كند تا بهتر بتوانيم به نقد معنا در فيلم بپردازيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين نقد معنا به دنبال كشف 3 چيز هستيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1.       كشف و درك معناهاي فيلم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.       در صورت موفق بودن فيلم در ارائه صحيح، به دست آوردن عوامل موفقيت در انتقال معنا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.       و در صورت عدم موفقيت در بيان معنا، بحث بر سر عامل يا عوامل ناتواني در بيان معنا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;سـوم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نام اين طرح را گذاشتيم: «سينما، رسانه، پيام». البته همان طور كه گفتيم همه بر اين نكته واقف بوديم كه اگر بخواهيم از نگاه مخاطب فيلمي را ببينيم(دقيقا كاري كه ما قصد انجام دادنش را داريم) بايد به جاي &lt;B&gt;پيام&lt;/B&gt;، &lt;B&gt;معنا&lt;/B&gt; بگوييم؛ اما با اين مشكل هم مواجه مي شديم كه افرادي معنا در علم ارتباطات را با سينماي معناگرا(!) اشتباه بگيرند و در نتيجه به پيش داوري در مورد كليت برنامه برسند و موضوعات متنوع هر فصل برنامه را مورد توجه قرار ندهند. يعني اين اشتراك لفظي ممكن بود به ديدگاه ها و نوع نگاه به طرح لطمه وارد نمايد. در نتيجه براي رفع اين مشكل گفتيم به جاي معنا &lt;U&gt;فعلا&lt;/U&gt; لفظ پيام را استفاده مي كنيم. اما در واقع منظورمان همان &lt;B&gt;&lt;U&gt;معنا&lt;/U&gt;&lt;/B&gt; در علم ارتباطات است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;چـهارم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بستر نقد ما سينماي ايران است. سينمايي كه اعتقاد داريم در بيان معنا ضعيف است. سينمايي كه از منظر ساخت و تكنيك در رتبه ي خوبي است اما ايده هاي نو در آن كم شده و به همين نسبت معناهاي تازه و جديد. اما باز هم به سراغ سينماي ايران مي رويم از آنجا كه:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          آرزوي همه ي ما رشد و رونق اين سينما است و اين اتفاق ميسر نمي شود تا اينكه در محافل و مجامع مختلف به نقد و درك عميقي از گذشته و كارنامه ي اين سينما پرداخته و رسيده شود؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          سينماي جهان به قدر كافي در بوته ي نقد قرار مي گيرد اما سينماي ايران هنوز از جنبه هاي نقد، بكر و تازه است؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          اگر افق ديد خود را بلند ببينيم مي توانيم با نقد بر سينماي ايران فضاي تازه اي براي تغيير در قسمت هاي مختلف اين سينما باز كنيم و در نهايت اثر گذار باشيم؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          غالب فيلم هاي سينماي ايران از درون تجربه هاي زندگي در فرهنگ ايراني برآمده اند و ازآنجا كه بين ما و بين زبان آن آثار همخواني وجود دارد نقد و تحليل آثار همخوان با فرهنگ ما ثمربخش است و مي تواند به نتيجه ي عملي منجر شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;پنجم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روش كار در اين طرح اينگونه است كه از ميان موضوعاتي كه در سينماي ايران پرتكرار بوده اند و هنوز هم ارزش بيان هم از نظر محتوايي و هم از نظر توانايي جذب مخاطب دارند تعدادي انتخاب كرديم. در هر فصل از برنامه يكي از اين موضوعات به عنوان موضوع برنامه انتخاب مي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در گام بعدي از ميان فيلم هايي كه در آن موضوع ساخته شدند فيلم هايي كه از دو فاكتور موفقيت در فروش و موفقيت در جشنواره ها برخوردار هستند انتخاب شده و از ميان اين فيلم ها يكي در برنامه پخش مي شود. در كنار پخش اين فيلم چند فيلم ديگر هم قبل از برنامه به عنوان فيلم هايي كه در همان موضوع ساخته شدند و لي فرصت نمايششان نيست معرفي مي شوند تا ديده شوند. تا نهايتا در هنگام نقد منتقد بتواند هم به فيلمي كه پخش شده ارجاع دهد و هم به مقايسه اي ميان فيلم هاي ديگر بپردازد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;براي اين دوره چهار موضوع انتخاب كرديم كه در قالب چهار فصل(إن شاء الله) عرضه مي شود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فصل اول: سينما دين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فصل دوم: سينما خانواده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فصل سوم: سينما كمدي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فصل چهارم: سينما اعتياد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 16:40:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گنجِ «دو خواهر» قارون!</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;META content=Word.Document name=ProgId&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=Generator&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=Originator&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mahdi\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mahdi\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_themedata.thmx&quot; rel=themeData&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mahdi\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_colorschememapping.xml&quot; rel=colorSchemeMapping&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:&quot;Cambria Math&quot;;
	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:roman;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:Calibri;
	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:Tahoma;
	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-unhide:no;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin-top:0cm;
	margin-right:0cm;
	margin-bottom:10.0pt;
	margin-left:0cm;
	text-align:right;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-bidi-font-family:Arial;}
.MsoChpDefault
	{mso-style-type:export-only;
	mso-default-props:yes;
	font-size:10.0pt;
	mso-ansi-font-size:10.0pt;
	mso-bidi-font-size:10.0pt;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-bidi-font-family:Arial;}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;META content=Word.Document name=ProgId&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=Generator&gt;
&lt;META content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=Originator&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mahdi\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mahdi\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_themedata.thmx&quot; rel=themeData&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\Mahdi\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_colorschememapping.xml&quot; rel=colorSchemeMapping&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:&quot;Cambria Math&quot;;
	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:roman;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:Calibri;
	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:Tahoma;
	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-unhide:no;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin-top:0cm;
	margin-right:0cm;
	margin-bottom:10.0pt;
	margin-left:0cm;
	text-align:right;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-bidi-font-family:Arial;}
.MsoChpDefault
	{mso-style-type:export-only;
	mso-default-props:yes;
	font-size:10.0pt;
	mso-ansi-font-size:10.0pt;
	mso-bidi-font-size:10.0pt;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-bidi-font-family:Arial;}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;

&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;بسم الله&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#006633 size=4&gt;گـنـجِ «دو خـواهـر» قـارون!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;IMG height=408 src=&quot;http://www7.0zz0.com/2009/10/16/10/265041918.jpg&quot; width=289&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;گنج قارون را مدتي پيش ديدم. علتش هم اين بود كه گنج قارون از پيشتازان فيلم فارسي هاي پيش از انقلاب است. دو خواهر را هم به تازگی ديدم. ناخواسته به یاد گنج قارون افتادم. شاید هم این ماجرا به خاطر شباهت های(خواسته یا نا خواسته) دو فیلم به هم است. مثلا در اصفهان بودن ماجرای هردو یا ستاره محوری(فردین و گلزار) آنها و نکاتی ریزی مانندنماهاي باز پل خواجو(شايد هم 33 پل) و آواز ميان فيلم. پس با این تفاصیل نتیجه این می شود که گلزار هم باید به فردین یا همان علی بی غم شبیه باشد. اما مشکل اصلی اینجاست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;مشکل اصلی اینجاست که با اینکه هر دو فیلم از نوع سینما بدنه هستند و یا به قول بعضی از سینما عامه پسند محسوب می شوند &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;نكات اختلافي اساسی بين آنها پيدا مي شود. در گنج قارون سطح زندگي بسيار شبيه به سطح زندگي عموم جامعه است و از اين لحاظ مخاطب مي تواند تصويري كه شبيه به زندگي خودش است ببيند. چيزي كه در «خلف دهه ي هشتاد گنج قارون»(همان دو خواهر) نيست. زندگي اشرافي شخصيت ها چيزي دست نيافتني و رؤيايي براي عموم مخاطبان است. داستان ابلهانه ي فيلم هم چيزي نيست كه با اندكي مسامحه كسي بتواند فكر همذات پنداري هم درباره ي آن بكند. اگر گنج قارون به خاطر فردين و بي پيرايه بودن فيلم محبوب عموم بوده و هست، دوخواهر همه ي مخاطبانش را مديون بازيگرش، گلزار است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;به بیان دیگر قهرمان گنج قارون کسی مثل همه ی افراد جامعه است و شاید این دلیل ماندگاری چهل و چند ساله اش باشد(یعنی نزدیک بودن فیلم به مخاطب). اما قهرمان دو خواهر بیشتر یک تصویر رویایی همراه خود دارد و غیرقابل باورتر از گنج قارون به نظر می رسد.  &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;زماني سينما هم در دوران پيش از انقلاب و هم در دوران پس از انقلاب(به عنوان شروع دوباره ي سينما از نظر محتوا) بازتاب زندگي عموم افراد جامعه بود. اما اين وضعيت اكنون در اكثر فيلم ها و به خصوص فيلم هاي عامه پسند وجود ندارد. به بيان ديگر فيلم هايي كه رسالت خود را راضي نگه داشتن مخاطب عام مي بينند و داراي ويژگي هايي چون داستان ساده و اتفاقي بودن اكثر رويدادها هستند؛ از نظر سطح زندگي فاصله ي زيادي با بينندگان خود دارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;اما دو خواهر تنها يك تاسف برايم داشت. &lt;STRONG&gt;گلزار&lt;/STRONG&gt;. نمي دانم وضعيت فعلي اش چقدر به خاطر رفتارهاي خودش يا عوامل ديگر بوده اما واقعا اميدوارم در بازي هايش تغيير ايجاد گردد. اميدوارم در آينده برايم گلزار يادآور گل يخ، بوتيك و فيلم هاي خوب ديگري باشد تا فيلم هاي واقعا نازلي چون دو خواهر و كلاغ پر.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 06:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند جمله ای ها: میلانیٍ سوپر استار</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;چند جمله اي ها 1&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;EM&gt;گاهي براي برخي از مسائل نيازي نيست خيلي مقدمه چيني كني. همين كه مخلص كلام را بگويي كفايت مي كند. و شايد گاهي من و تو حوصله ي نوشتن و خواندن زياد نداشته باشيم. در اين مواقع در مورد برخي از موضوعات همين كه چند جمله بگويي و اكثر نظرت را در آن خلاصه كني واقعا تلاش بزرگي است! &quot;چند جمله ای ها&quot; در همین راستاست.&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; ميلانيِ سوپر استار&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;(به بهانه ي ورود فيلم سوپر استار به شبكه ي سينماي خانگي)&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 289px; HEIGHT: 222px&quot; height=248 alt=&quot;سوپر استار&quot; hspace=0 src=&quot;http://pic.ksb7.com/images/lj8mxnlnz7fttk56cutj.jpg&quot; width=277 align=middle border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چند روز پيش كه دوباره سوپر استار را ديدم باز همان احساس خوشايندي كه در وقت ديدنش(در جشنواره فجر) داشتم بهم دست داد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گرچه مي دانم اصلا كار فوق العاده اي نيست؛ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گرچه مي دانم دختر شهاب الدين حسيني مانند چيزی است كه ناگهان از آسمان افتاده و سريع هم مي رود؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گرچه مي دانم ماجراي پيگيري پليسي انتهاي فيلم خيلي مناسب نيست و كاش چند دقيقه ي آخر فيلم نبود؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و گرچه سوپر استار داراي اشكالات ديگري هم هست؛ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما اين برايم مهم است كه ميلانيِ سوپر استار با ميلانيِ كارهاي ديگرش فرق دارد. و واقعا دلم مي خواهد اين ميلاني ادامه پيدا كند. به نظرم اين ميلاني ارزشمندتر از ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 12:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قاعده بازي</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;هوالناظر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;يكم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;وقتي نمي­تواني قواعد بازي را تغيير دهي پس خفه شو و بازي كن.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;left&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;em&gt;مصطفي مستور، من گنجشك نيستم&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اين مدت هم هنگامه اي به پا شده بود...&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;دوم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;هر بار كه خواستم بروم نگذاشت. از بس بهش بد كرده بودم خجالت مي كشيدم. نگاهم كه مي كرد خيلي دوست داشتم ببينيم چه در نگاهش برايم دارد اما... اما واقعا رو و چشم نگاه كردن نداشتم. از بس كه بهش بد كرده بودم. ولي بالاخره با جراتي كه نمي دانم از كجا برايم رسيد سرم را بلند كردم و نگاهش كردم. همان كافي بود تا نگذارد سرم را پايين ببرم. به آرامي در گوشم زمزمه كرد: مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ... خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريده‏...&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;سوم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «ذله شدم»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «چقد اتاقت شلوغه»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «نشنيدي رنگ رخساره خبر مي دهد از سر درون»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «مي دونم اتاق ربطي به رنگ و رخساره(!) نداره ولي در كل اتاقت خبر مي دهد از درونت»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «درونت هم شلوغه»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «از ظاهرت بر مي آد باطنت هم شلوغه»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «از كتابايي كه مي خوني مي فهمم فكرت شلوغه»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «از فيلمايي كه مي بيني مي فهمم ذهنت شلوغه»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «مي فهمم اطرافت شلوغه ولي براي اين شلوغيا بگرد دنبال يه نخ تسبيح»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «بگرد دنبال يه چيزي كه همشون رو پشت سر هم به صف كنه، به خطشون كنه»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مي گفت: «برو دنبال چيزي كه به اين شلوغيا يه نظم و نسقي بده»؛&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;گفتم: «چشم».&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 10 Jul 2009 20:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درخت عرعر!!!</title>
<link>http://parsnevesht.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 364px; HEIGHT: 438px&quot; height=650 alt=&quot;درخت عرعر&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/5l52y8.jpg&quot; width=504 align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;درخت &quot;عرعر&quot; از آن درختاني است كه گرده گل هاي نر آن آلرژي ايجاد مي كند اما به علت زيبايي و حالت خاص برگ هايش، در فضاي سبز شهري استفاده مي شود. &lt;BR&gt;    ليلي برزگر، كارشناس واحد آموزش و پژوهش سازمان پارك ها و فضاي سبز شهرداري مشهد در گفت وگو با خبرنگار ايسنا در معرفي اين درخت گفت: اسم علمي اين درخت كه از زبان بومي هاي چيني گرفته شده، عرعر و به معناي آسماني و ملكوتي است. &lt;BR&gt;    وي با بيان اين كه رويشگاه اصلي اين درخت چين و ژاپن است، گفت: اولين بار در ايران براي جنگل كاري پارك ساعي تهران از اين درخت استفاده شده و چون &lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;رشد سريعي&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt; دارد در جنگل كاري مناطق دچار كمبود فضاي سبز به عنوان &lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;پيشاهنگ&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;، قبل از ساير درختان كاشته مي شود. &lt;BR&gt;    برزگر افزود: &lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;عرعر عمر كوتاهي دارد اما كم نياز است&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt; و در برابر خشكي، حرارت و انواع خاك و دود مقاوم است و تكثير آن از طريق قلمه ريشه يا دانه صورت مي گيرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;به نقل از روزنامه ي اطلاعات- مورخ ۱۸/۷/۱۳۸۵&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=Arial color=#ffffff size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يكي از گونه هاي سينمايي كه از ابتداي انقلاب بسيار به آن پرداخته شده «دفاع مقدس» است. از طرف ديگر هم يكي از قسمت هاي ضعيف اين ژانر سينمايي محتوا و مضمون فيلم هاي دفاع مقدس است. اين ضعف محتوا بدانجا پيش رفته كه برخي از كارگردانان مشهور اين ژانر سينماي دفاع مقدس را براي خود تمام شده مي بينند. اين درد وقتي خود را بيشتر مي نماياند كه يك اثر ادبي در حوزه ي دفاع مقدس مانند «دا» منتشر مي شود و عده ي زيادي از سينماگران كه اتفاقا اصلا هم پيشينه ي ساخت اثر در حوزه ي دفاع مقدس ندارند درخواست ساخت آن را مي دهند و از آن جالبتر كساني خواست بازي در فيلمي كه قرار است از كتاب دا ساخته شود را دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www10.0zz0.com/2009/04/25/04/670316594.jpg&quot; align=left border=1&gt;اكنون اين درد سينماي دفاع مقدس است؛ محتوا و مضمون. به گمانم بهتر بود از اين در به سراغ اخراجي هاي 2 برويم. پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران. و البته فقط پر فروش. يكي از ضعف هاي مهم اخراجي ها در عدم ارائه ي محتوا و مضمون تازه است. در واقع وقتي مخاطبان اخراجي ها، فيلم را مي بينند؛ از اين مسرورند كه فيلم جالبي ديدند؛ نه اين كه محتواي تازه اي به دست آوردند و نه اين كه به درك تازه اي از رزمندگان دفاع مقدس رسيدند. ما پتانسيل جذب مخاطب براي ديدن يك اثر دفاع مقدس را بر سر اخراجي ها به هدر داديم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصلا بهتر است اين سوال را بپرسيم كه اخراجي ها قصد بيان چه را داشت؟ يعني اين همه ماجرا در آخر چه مضمون تازه اي به سينماي ايران اضافه كرد؟ چه گره اي از كار سينماي دفاع مقدس گشود؟ بگذاريد با صراحت بپرسيم كه اين فيلم چه نكته ي ويژه اي دارد؟ و در اينجا مسخره ترين پاسخي كه مي توان داد اين است كه مخاطبان زيادي اين فيلم را ديده اند، مردم هنگام پاره كردن عكس صدام دست مي زنند و يا در آخر سرود اي ايران مي خوانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 250px; HEIGHT: 153px&quot; height=263 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www3.0zz0.com/2009/04/25/04/205900552.jpg&quot; width=423 align=left border=1&gt;اخراجي ها از ابتدا تا انتها مانند ديگر فيلم ها سعي در عرضه ي پيام خويش دارد و اين پيام در صريح ترين حالت ممكن توسط قاسم زارع بيان مي شود. و احتمالا دوستان اخراجي مي دانند كه اين صراحت بيشتر خنده آور است تا اثرگذار. در اخراجي ها هيچ چيز بر سر جاي خود نيست. دقيقا چيزي كه در شماره ي يك دقت شده بود(جد، طنز، شجاعت و غم) اما در قسمت دوم اين مجموعه از ابتدا تا انتهاي فيلم تنها پرچم لودگي و مسخرگي بالاست. لودگي به هر وسيله(حتي با استفاده از كلمات و عبارات ركيك) و مسخرگي در همه حال. و اين تا بدانجا پيش مي رود كه بعضي از شخصيت هاي فيلم فقط براي خنداندن آمده اند و اگر حذف مي شدند نه تنها به فيلم لطمه اي وارد نمي شد، بلكه كمك بسيار خوبي به روند عمومي داستان بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://pic.ksb7.com/images/8yn8elz71en7yi3nnmc.jpg&quot; align=right border=1&gt;دقيقا در همان حال كه اخراجي ها با جنجال از بخش سوداي سيمرغ حذف شد(و چه لطف بزرگي دوستان داور كردند) فيلم ديگري نيز در حوزه ي سينماي دفاع مقدس در بخش سوداي سيمرغ شركت داشت. «به كبودي ياس»، كه نه ادعاي فوق العاده بودن دارد و نه موفقيتي در اكران خواهد داشت(تازه در صورتي كه اكران شود). در اين فيلم شخصيت شهيد بزرگوار عبد الحسين برونسي به تصوير كشيده مي شود. فيلم روايت جمع كردن نيروهاي گردان براي عمليات است. نكته ي جالب فيلم در عدم نقل مستقيم خاطره هاست. به بيان ديگر در فيلم به كبودي ياس خاطرات شهيد برونسي كاملا نقل نمي شوند بلكه نويسنده ي محترم روح كلي خاطرات ايشان و روحيات اخلاقيشان را در فيلمنامه لحاظ كرده اند و انصاف اثر تاثيرگذاري شده است. وقتي به فكر مقايسه ي اين اثرا با ملغمه اي به نام اخراجي ها مي افتم مي ترسم. شايد اين بيت بي ربط به مقايسه ي فيلم به كبودي ياس و اخراجي ها نباشد: « دِرَم داران عالم را كرم نيست / كرم داران عالم را دِرَم نيست».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عزيزاني كه داد حمايت از اخراجي ها سر مي دهند بايد بدانند كه اخراجي ها بدون تعارف فيلمي نيست كه بتوان آن را به نسل بعد نشان داد و گفت: «اين يك فصل از دفاع مقدس ماست و اينان عده اي از رزمندگان ما». اين فيلم بيشتر به يك فيلمفارسي شباهت دارد. يك &lt;B&gt;فيلمفارسي دفاع مقدس&lt;/B&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/95ye.jpg&quot; align=middle border=2&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Apr 2009 05:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsnevesht&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>parsnevesht</dc:creator>
<guid>http://parsnevesht.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
