سه شنبه 24 دی1387
اين فيلم توليد كجاست؟
بسم الله الرحمن الرحيم
اين فيلم توليد كجاست؟
گاهي اوقات بعد از ديدن برخي آثار سينمايي به اين فكر مي كنم كه هدف از توليد اين اثر چه بوده است؟ اين جمله به اين معنا است كه نويسنده و كارگردان اين فيلم چه هدف و غايتي از توليد فيلمشان در ذهن خويش داشته اند و در نهايت چه چيزي را ميخواستند به مخاطب خود نشان دهند؟
سوالات بالا وقت ديدن فيلم «دلشكسته» دوباره در ذهنم جان گرفت. سوالاتي كه در جريان فيلم نه از تعداد آنها كم نشد بلكه بر شمار آنها هم افزوده شد. اميدوارم بر من خرده نگيريد كه: «اي آقا مگر وضع عمومي سينماي ايران چه گلستاني هست كه ما از فيلم اول يك كارگردان انتظار داشته باشيم». اينكه وضع عمومي سينماي ايران خيلي هم گلستان نيست و مخاطب به فيلمهاي عامه پسند-بخوانيد انواع فيلمفارسي- عادت كرده بر كسي پوشيده نيست اما بحث برسر اطلاع غلطي است كه متاسفانه در بعضي از فيلم ها بيان مي شود است. شايد بدانيد كه يكي از گله هاي پزشكان از برخي كارگردانان نشان دادن تصوير نادرست از زنان باردار است.آنها گله مي كنند چرا به اشتباه حالت تهوع نشانه ي بارز حاملگي در فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني شده است. از اين قبيل نمونه ها متاسفانه در سينماي ايران مكرر پيدا مي شود.
و نكته ي جالب فيلم دلشكسته اينجا معلوم مي شود كه فيلم واقعا اطلاع درستي از آنچه بيان مي كند نمي دهد. در واقع فيلم تصويري غلط از محتوياتش به راحتي و در نهايت اعتماد به نفس به مخاطبانش ارائه مي كند. انگار كارگردان 30 سال است كه در ايران نبوده است و پس از اين مدت جسته و گريخته چيزهايي درمورد دسته بندي ها، عقايد، وضعيت درسي در دانشگاهها، دفاع مقدس و خيلي چيزهاي ديگر شنيده و با توجه به اطلاعات نداشته اش خود دست به توليد اطلاعات زده و در نهايت در ميان اين آشفتگي فيلم دلشكسته سربرآورده است! جالبتر اينكه اطلاعات مذهبي نويسنده كه همان كارگردان باشد هم آنقدر پايين است كه بازيگر نقش «دكتر-سردار-جانباز-باغبان»(آقاي رويگري)در شب عاشورا قرآن بر سر مي گيرد!
در واقع كارگردان به راحتي آنچه در خيال خود داشته را به تصوير كشيده و تطابق با واقعيت آن نيز هيچ اهميتي برايش نداشته است. هنگام ديدن دلشكسته نبايد به اين فكر كنيد كه كجاي ايران پايان نامه در كلاس و توسط استاد براي دانشجوها مشخص مي شود و از آن خنده دار تر استاد دانشجويان را براي پايان نامه گروه بندي مي كند. هنگام ديدن دلشكسته نبايد به اين فكر كنيد كه پايان نامه اي كه قرار است در مورد جامعه ي آرماني باشد چرا هيچ ارتباطي به آن در جريان تحقيق مشاهده نمي شود. هنگام ديدن دلشكسته نبايد به اين فكر كنيد كه چرا جانباز شيميايي در بخش مراقبت هاي ويژه ي بيمارستان سيگار مي كشد! نكته ي دردآور فيلم اين است كه كارگردان نه از تندروهاي مذهبي اطلاع درستي دارد و نه از خانواده هاي متمول منتقد. درست است كه نشان دادن تقابل هميشه مورد توجه بوده اما درست نشان دادن آن بسيار مهم است(نمونه ي موفق تصوير تقابل فيلم متولد ماه مهر آقاي درويش است).
اين ايرادهاي محتوايي دلشكسته تنها محل نزاع نيست. در دلشـكسته مشــكلات فني هم مشاهده مي شود. عدم نورپردازي مناسب و نويز داشتن تصوير در برخي صحنه ها؛ حركت بد و بدون هدف دوربين و طراحي صحنه هم از مسائل رنج آور فيلم است. گويي طراح صحنه ي دلشكسته فكر كرده دكور يكي از برنامه هاي مناسبتي سيما را در ماه محرم يا ماه رمضان را بايد درست كند! اين ماجرا تا آنجا پيش مي رود كه يكي از دوستانم به طنز مي گفت پشتيبان مالي فيلم يكي از شركت هاي توليدي شمع است!
باشد كه اين فيلم بهانه اي شود تا به اين موضوع حساس شويم كه چقدر نويسندگان و كارگردانان ما برايشان نشان دادن واقعيت اجتماع اهميت دارد. قطعا اينكه كارگردان مواقعي بايد دست به خلق بزند مورد توجه نگارنده است اما اينكه تحريف واقعيت رخ بدهد نكته اي است كه موجب كاستن از ارزش محتوايي فيلم مي شود. فراموش نكنيم مخاطب ما از بستر جامعه است يعني آنهايي كه موضوع فيلمها هستند. بنابراين تصوير غلط در مورد خودشان را نمي پذيرند.

