شنبه 25 اسفند1386
برآمد باد صبح و بوی نوروز...
و باز بهاری دیگر. و دیگر بار جام روحمان لبریز طراوت می شود. نفس بکش, وبهار را در سینه فرست.
بهتر آنکه سکوت کنیم و ببینیم. نفس بکشیم و طبیعت را مهمان چشمان کنیم. چشمانی که یک سال نادیدنی دیده اند.
تا از طهران خارج نشدم بهار را تبریک می گویم.
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
شیخ اجل, سعدي
پنجشنبه 23 اسفند1386
من به «اصول طلب ها» راي مي دهم؛ تو چي؟
هو الله
انتخابات در فضاي ايران افكار سنجي اي را مي ماند كه تقريبا دو سال يكبار(حتي كمتر) انجام مي شود.
در اين ميان اين جالب است كه در چند سال اخير انتخاب عمومي نتايج و درسهاي جالبي هم براي اصولگراها و هم براي اصلاح طلبان دارد.
*ما بايد ياد گرفته باشيم انديشه و عمل خروج از چهارچوب نظام طرفداري ندارد(به ياد بياوريد حرف محمدرضا خاتمي كه در ميتينگ انتخاباتي معين كه از سيما پخش شد گفت: ما از شوراي نگهبان هم عبور كرديم، تا فتح سنگرهاي بعدي)
*ما بايد ياد گرفته باشيم فرياد توسعه سياسي مثل ظرف خوش آب و رنگي است كه فقط خوش نقش است توشه ي چنداني ندارد. لازم است اما اصلا كافي نيست(به ياد بياوريد رويكرد مردم در انتخابات هاي مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم).
*ما بايد ياد گرفته باشيم كه تا وقتي همه با هم بوديم و اختلافات جزئي را كنار گذاشتيم موفق مي شويم(اصولگرايان به ياد بياورند انتخابات شوراها را)
*ما بايد ياد گرفته باشيم كه اخلاص از شروط اساسي اثر گذاري حرفها و كلاممان است(به ياد بياوريم انتخابات رياست جمهوري نهم)
*ما بايد ياد گرفته باشيم كه انحصار مانع تضارب آرا است. هر جا نقد و بررسي و تحليل منصفانه و كارشناسانه انجام دهيم آنجاست كه همه ي جريان ها با هم توافق در عين تفاوت نظر دارند.
به قول مقام معظم رهبري: «راه صحيح اصولگرايي اصلاح طلبانه است»
«كي ميتونه جز من و تو درد مارو چاره كنه»

چهارشنبه 1 اسفند1386
سینمای ایران 2: بازجويي وصل...
هو المصور
به راستي غايت و كليت سينما ايران به كجاست؟ آيا تحت تاثير جامعه است؟ آيا در دست كساني است؟ يا كنترل شده است؟ شايد رها شده؟ به دنبال جشنواره ها هستيم و جشنواره اي سازيم؟ و و بدتر اينكه آيا براي جشنواره هاي خارجي مي سازيم؟ و آيا سينماي ما سفارشي شده؟
همه ي اينها دردهاي سينماي ايران است. دردهايي كه همه دارند و براي رفع آن تلاش مي كنند. تلاش مي كنند تا بالاخره سينما ايران را تكاني بدهند و از اين آشفتگي ها برهانند. اما شده كسي به اين فكر كند كه جهت اين قافله را بايد به كجا برد؟ هنوز اين تكليفها معلوم نشده كه در پي چه هستيم. ايا قصد اعتلاي سينماي ملي را داريم؟ در صدد احياي ارزش هاي ديني هستيم؟ به سينماي روشنفكري تعلق داريم؟ بنيان خانواده و مسائل اجتماعي برايمان مهم است يا اينكه براي سرگرمي مي خواهيم به هر وسيله اي «ملّت» را بخندانيم؟ شايد بايد جنگ و ارزشهاي انقلابي را احيا كرد؟
از همه ي اينها گذشته آيا سينماي ايران پيشروي جامعه است يا پيرو؟
با نگاهي بيرحمانه سينماي ايران بازار مسگرها را مي ماند كه هر كس ديگ بزرگتري داشته باشد و صداي چكشش بلند تر باشد شناخته شده تر مي شود. و هر كس در اين سينما حريم تازه اي بشكند مقبول تر است.
براي رسيدن به سينمايي كه بتواند در دنيا قد علم كند و سينمايي براي معرفي «ايران» باشد بايد بر قله ي فرهنگ ايران نشست و سناريو نوشت. مشخص است كه ديگر در اين سينما سياه نمايي، الگوهاي فيلمفارسي(كه هنوز زنده است حتي امسال در جشنواره)، خراب كردن و گند زدن به جماعتي و خيلي چيزهاي ديگر جايي ندارد. هرگاه به اصل فرهنگ خويش رسيديم و بر اين مبنا حرف زديم كارهاي ماندگاري خلق شد و در جهان هم جايگاه قابل قبولي يافت. فيلمنامه هايي هم كه براساس ادبيات ايران(هم كلاسيك و هم ادبيات معاصر) نوشته شده انصافاً كاهاي خوبي در آمده.
بسوي سينماي ملي؛ سينماي كه آينه اي براي نمايش اين بناي رفيع را باشد.

