یکشنبه 6 آبان1386
به سلامتی تمدن پیچ شدیم
هو الحق
گشتی کوتاه در شهر کافی است تا به این نتیجه برسید که غربی شدیم. البته تا چند سال پیش وقتی به این نتیجه می رسیدید که در خیابان های بالایی شهر قدم می زدید اما اکنون در نقاط مختلف شهر نیز می توانید مظاهر «تمدن بی تمدن بر برج شن» را ببینید.
بیان این حرف شاید در ابتدا زیاده گویی به نظر برسد اما اگر به اطراف خود نظر کنیم کمابیش به این نتیجه برسیم.
باور ندارید غذا خوردنمان که هم ایرانی و هم اسلامی اش که مبتنی بر سکون و آرامش و مقویّات بوده «فست فودی» شده. باید بخوریم و برویم و رویش نوشابه ای بریزیم تا ارزش غذایی نداشته اش را به باد ببرد،
باور ندارید که فکر و ذکرمان خوردن فلان «پک» است که معلوم نیست چه چیزی را درهم ریخته و احتمالا جز چربی چیزی ندارد؛
باور ندارید که تنقلات روزانه ی ما هم فقط آن شده که چیزی از مجرای خوردنمان پایین رود و فقط هدف پایین رفتن است؛
باور ندارید که اشتغال ذهنی ما مدها و مدل ها شده؟
باور ندارید که برای «متفاوت بودن»(چیزی که نکته ی بیلبوردهاست) حاضریم وقت بگذرانیم و زمانهادر آرایشگاه و گشت و گذار خرید باشیم؟
باور ندارید که قصدمان خوردن چیزهایی شده که تنها پاسخ ما در برابر این پرسش که چرا این خوردنی ها؟ فقط این است که «این خوشمزه است».
و باور ندارید در تراکم زوائدیم؟

