یکشنبه 24 دی1385
خدا سايه ي باليوود رو از سر صدا و سيما كم نكنه بوگو الهي آمين!!!
هو المصور
همان طور كه شما بينندگان عزيز مشاهده مي كنيد بحث امروز در باب فوايد مركز سينمايي معظم، مكرم، مشرف(ببخشيد دعواي هند و پاكستان شد) مبارك، تبارك باليوود كه در وصفش آمده توليداتش در سال از 1000 فزون است، است(اصلا اشكال نگارشي نداشت دوباره جمله رو بخون). بله آقا بحث در باب باليوود است و اندر وصف زيبايي بازيگران آنجا. همان هايي كه هر روز در مجلات تيترند كه: جوراب پژمان خان در مجلسي كه دست در دماغش كرده و جلوي خانم چاميانچاچي بوده و يا جشن تولد 80 سالگي قونقولي خان كه آميتا خان هم دعوت نبوده و توهين به سينماي ايران تلقي مي شود چون اميتا خان كلاه قرمزي را ديده بوده!!!
از حاشيه دور شويم ولي فيلم هاي باليوود حتما آنقدر خوب هست كه صدا و سيما فرتو فرت(يعني زياد، بسيار زياد، خيلي زياد، كلي زياد، زيادِ زياد) فيلم هاي چي چي خان و فلانتاپيتا رو پخش مي كنه. ما كه هر وقت در هفته خسته مي شويم و از ناكارآمدي هاي روزگار دل آزرده مي شويم رو به يكي از شبكه هاي سيما مي كنيم و فيلمي از فيلم هاي پر از محتواي باليوود(و گاهي آنقدر محتواي زيادي دارند كه به فيلم هاي ايراني هم سرايت محتوا مي كنند) را براي تسلاي غم و درد و رنج هايي كه در طول هفته ديديم مشاهده مي كنيم. محتواي فيلم ها هم بسيار متنوع است و كاملا غم مارا مي كاهد و كلا رنج مارا كاهش مي دهد!
-
مثلا يا در فيلم همه مي ميرند و كشته مي شوند(حتي عوامل پشت صحنه)؛
-
يا برادر خواهراني كه پدر و مادرشان را گم كرده و پس از سالها همديگر را پيدا مي كنند و در حادثه اي ناگوار مي ميرند؛
-
يا پسري آدم بده شده و عده اي را مي كشد و از طرفي پدرش را گم كرده و در آخر مي فهمد پدرش آقا پليسي بود كه دنبالش است و پدره پسرش را به جرم آدم كشي مي كشد بعلاوه ي خودش؛
-
يا پسري كه خانواده اش را گم كرده و در آخر همه با هم همديگر را پيدا ميكنند و مي ميرند؛
-
يا مادري كه پسرش را در كودكي گم كرده و سالهاي بعد مي فهمد خانه ي آقايي كه در آن كار مي كنند و پسري در آن است، خانه ي پسر خودش است و با هم از خوشحالي مي ميرند؛
-
يا جواني كه عاشق دختري شده ولي باباي آن بنده خدا از نامرداي روزگار است و دخترش را به اين آقاي خوش تيپ نمي دهد و دختره و پسره با هم مي ميرند(نمي گم خود كشي كه بد آموزي داره)؛
-
يا خانواده اي كه پسرشان را گم كرده و بعدا مي فهمند پسرشان در انگليس است و خودشان را به خاطر اهميت موضوع مي كشند و طرف هم وقتي مي فهمد خانواده اش مردند از غم مي ميرد؛
-
يا دو الي سه دوست(در نسخه ي اصلي 3 دوست ولي دوبله شده ي اينجا 2 دوست!!!) با هم كار مي كنند و براي هم مي ميرند؛
-
يا در فيلمي آقا خوبه كه عاشق يه بنده خدايي است پس از اين كه مي فهمد آدم بده ي فيلم خانواده ي بنده خدايش! را به خاطر ادا نكردن قرض كشته آدم بده را مي كشد و مجنون وار بر سر قبر بنده خدايش جان به جان آفرين تسليم مي كند(اين يكي نمرد)؛
-
يا در فيلمي مادري پدر بچه ها را موقع جرم مي بيند و خودش را ميكشد، بچه ها و پدر از هم جدا شده و بعدا مي فهمند مادره فيلمشان كرده بوده و زنده است فلذا براي خالي نبودن عريضه كارگردان همه را مي كشد؛
-
يا در فيلمي همه راحت زندگي مي كنند و فيلم تمام مي شود(نكته اينجاست كه بازيگران موقع اكران مي ميرند)؛
-
يا در فيلمي همه راحت زندگي مي كنند و فيلم تمام مي شود(نكته اينجاست كه كارگردان در يك صانحه مرده)؛
-
يا در فيلمي همه راحت زندگي مي كنند و فيلم تمام مي شود(نكته اينجاست كه كارگردان و عوامل و بازيگران موقع بازگشت از صحنه مي ميرند)؛
حالا متوجه مي شويد كه چرا صدا و سيما اينقدر فيلم هاي هندي پخش مي كند. بله آقا به جهت شباهت دو فرهنگ غني ايران و هند. مگه شما در ايران سالانه كلي مرگ و مير بر اثر تصادف، زلزله، سكته، سقوط و كلي عاملو جكو جونور ديگه نداريد؟ و مگه اين فيلم هندي ها اين همه غم مرگ و درد فراق نداره. پس زبان دركشيد و بدانيد كه باليوود يكي از استوديوهاي سيماي خودمون است كه براي ما فيلم هاي خوب، خيلي خوب، بسيار خوب، خوبِ خوب و ... مي سازد.
نكته دوم اينجاست كه به جاي اينكه شما هي به اجاره گاه CD (همون كلوپ خودمون) برويد و فيلم هندي امانت بگيريد صدا و سيما زحمت اين كار را براي شما كه پر مشغله ايد كشيده. پس نبايد يه تشكر خشك و خالي هم بنماييد؟
در آخر اين مطلب من از تمامي آقاهاي خوبي كه در سيما كارهاي خوب خوب كرده و براي ما فيلم هاي خوب خوب پخش مي كنند و خانواده ي ما را هر شب دور هم جمع مي نمايند و غم ما را مي كاهند تشكر مي كنم. اين بود انشاي من.
یکشنبه 10 دی1385
ما محاصره شديم؛ نگاهي به اطرافتان بيندازيد(نيم نگاهي به مردان ايكس)2
چهارم: با اين مقدمه ها به يكي از اين فيلم هاي هاليوودي مراجعه مي كنيم كه احتمالا يا نامش را شنيديد و يا خود فيلم را ديديد. X men يا همان مردان ايكس خودمان.
از ابتداي فيلم شروع مي كنيم كه تصويري از سال 1944 در لهستان در هنگام جنگ جهاني دوم پخش مي شود. جماعتي كه به ظاهر از جنگ زدگانند توسط سربازان نازي احاطه شده اند. بر روي كت بعضي از مردان ستاره ي داوود(علامت يهوديان) نصب است كه در آن موقع نمايشگر فرق بين يهوديان و غير يهوديان بوده است.
تكيه ي اصلي در اين صحنه بر روي خانواده ي 3 نفره اي است كه با هم حركت مي كنند(بر كت پدر و پسر ستاره ي داوود نصب شده است). افسران نازي پسر كوچك اين خانواده را از پدر و مادر ش جدا مي كنند؛ كه صحنه ي دلخراشي است. درها بسته شده و افرادي كه در طرف ديگر حصار هستند بازگردانده مي شوند و پسر از پدر و مادرش جدا. اما پسر مقاومت مي كند و سربازان براي بردن پسربچه مي آيند اما توان بردن پسر را ندارند. دستان پسر نيرويي دارد كه در را مي كند(شايد بتوان با اين صحنه نتيجه گرفت كه قدرتمندان اين فيلم كه جهش يافته ي ژنتيكي هستند با يهودي هستند).
صحنه ي ديگري كه اين ادعا را بيان مي كند كه قدرتمندان يهودي اند هنگامي است كه بازيگر اول فيلم خوابيده است. جالب اينجاست كه ديوار اتاق او از ستاره هاي داوودي پوشانده شده كه به هم چسبيده است. باز تاكيد مي كنم حتما نياز نيست كه فرد مستقيم اعلام كند من يهودي ام بلكه مهم بيان نمادين و غير صريح است كه بايد در آنها دقت كنيم.
نكته ي جالب در مورد بد من فيلم اين است كه او لباسي شبيه لباده اي كه روحانيون مي پوشند به همراه رداي بلندي كه مثل عبا است بر دوشش دارد بعلاوه يقه ي او هم مثل يقه آخوندي است كه ما مي گوييم. در ديالوگي حرفهايي ضد آمركايي مي زند كه شباهتي با حرفهاي افرادي كه مي گويند سياستهاي آمريكا در مورد جهان نادرست است دارد(قابل توجه است كه حتي لباس آدم بدهاي فيلم ها قابل توجه است كه نكته هايي را معلوم مي كند مثل بد من فيلم هري پاتر كه تقريبا لباسي اين گونه با عمامه دارد).
بحث امضا را در فيلم هاي هاليوودي كردم. يكي از اين امضاها برج هاي دوقلوي تجارت جهاني است كه تقريبا در فيلم هايي كه 5 سال قبل از اين واقعه(برخورد هواپيماها با دو برج) در بعضي فيلم ها مثل «محاصره» عيان است كه به طور خيلي اتفاقي در اين فيلم هم ديده مي شود!!!
فقط از دوستان عذر خواهي مي كنم به جهت بيان ضعيف من كه اين مطالب را با اين قلم ناتوان مي خوانند. اگر نارسا بود ببخشيد. اميدوارم بتوانم بابي را در ذهن هاي فعالتان باز كنم.
شنبه 9 دی1385
ما محاصره شديم؛ نگاهي به اطرافتان بيندازيد(نيم نگاهي به مردان ايكس)1
بسم الله الرحمن الرحيم
ما محاصره ایم لطفا به اطرافتان نگاه كنيد(نیم نگاهی به فیلم های هالیوودی به خصوصX men)
يكم: هاليوود هر ساله فيلم هاي زيادي توليد و روانه ي بازار مي كند. جالب است كه توليدات هاليوودي داراي مضاميني تقريبا يكسان و يك تم داستاني هست. در اكثر موارد با كمي دقت قابل تشخيص است. مثل قوم جدا از مام وطن يا فرزند جدا افتاده از مادر.
دويّم: اين توليدات زياد روانه ي بازارهاي جهاني(از جمله ايران) مي شود و خوراك فرهنگي افراد زيادي در گوشه و كنار دنيا و كشور ما مي شود. مفهوم اكثر اين فيلم ها هم درباره ي برتري آمريكايي ها بر ديگر مردمان عالم (خصوصا ملل شرقي-اسلامي) است. جالب اين است كه حتي اوروپاييان هم از اين حمله برتري نژادي در امان نيستند و آنها در بهترين حالت دستياران يا نوكران اين قوم برتر هستند.
سيّم: بين خودمان بماند كه اين برترها و قهرمانان فيلم ها به طرز خيلي خيلي اتفاقي يهودي هم هستند و ارادت زيادي به دولت عليّه ي(ملعونه ي) اسراييل هم دارند(اگه باور نداري به روز استقلال، هري پاتر و...يه نگاه دوباره بينداز). بررسي اين قهرمانان خيلي جالب است. مثلا هري پاتر در قسمت اول فيلم در صحنه اي كه هري خود را معرفي مي كند مي گويد: «وطن من اينجا نيست و از جاي دوري آمدم». يا قيافه ي شرقي او مثل موهاي مشكي و چشمان تيره كه نشان از شرقي بودن او دارد. يك نكته ي مهم در اينطور فيلم ها اين است كه مفاهيم مورد نظرشان را در لفافه و به صورت پنهاني بيان مي كنند. ولي ما عادت به پيام مستقيم و صريح داريم و تا در فيلمي مستقيم و عيان به فرهنگ و عقايد ما تعرض نشود لب به تقبيح نمي گشاييم. اما اصل اساسي در روان شناسي غير مستقيم بيان كردن مطالب و اثر دراز مدت آنها در روان و كردار انساني است. پس ديدگانمان را بايد موقع ديدن اين فيلم ها باز كنيم و توجه به بيان ها و كليد هاي آنها داشته باشيم. بعلاوه در اين فيلم ها نمادهايي امضا مي شوند. گاهي همين امضاها خيلي چيزها را معلوم مي كند. امضاي اين فيلم را در ادامه مي گويم.
ادامه دارد...
جمعه 1 دی1385
حافظ ما يه طرف كل شاعراي غير ايروني هم يه طرف!
بسم الله الرحمن الرحيم
همان طور كه مي دانيد يكي از دلايل ماندگاري اشعار حافظ در عين قلت داشتن پيوند عميق با فرهنگ اسلامي-ايراني كشورمان و ايده گرفتن از چيزهاي بزرگ بوده است. يكي از چيزهايي كه به نظر مي رسد حافظ از آن بسيار ايده گرفته و حتي آن را نصب العين قرار داده "قرآن" است. فنوني كه حافظ در شعرهايش از آنها استفاده مي كند نشان گر استفاده از فن بيان قرآني است. براي مثال در اشعار حافظ شاخه به شاخه شدن(عوض شدن موضوع در يك غزل) ديده مي شود اما همه موضوعات از وحدت معنايي برخوردار هستند. مورد ديگر فال حافظ است كه در صورتي كه نيت واقعا صادقانه اي داشته باشيم به راستي آن چه در خور حالمان است مي يابيم(احتمالا ديشب شما هم فال حافظ زديد). اينها همه نشان از ايده برداري حافظ از قرآن كريم را دارد. اين كا نه تنها كار مذمومي نيست بلكه بركت اشعار ايشان به همين علت است. اما حافظ زياده گو نيست كه كتابهاي زيادي از شعر داشته باشد. شايد يك بيت از حافظ براي ايجاد تحول در كسي بس باشد و به همين دليل اشعارش قيمتي است. شاعري گفته:
چو در را توان يافت بي واهمه // چو خر مهره بودي به دست همه
البته نبايد گمان شود شاعران بزرگي مثل مولوي، فردوسي، سعدي، نظامي، عطّار و ديگران زياده گويي كرده اند بلكه آنها يا داستان ايرانيان را مي گفته اند(كه كوتاه نتوان آيد) يا قصه هايي پر از پند و خرد را بيان مي كردند و يا شرح سير به حق را در تمثيل و سخن روايت مي كردند كه بايد زياد باشد(حديث عشق در دفتر نگنجد).
از ديگر ويژگي هاي اشعار حافظ به كاربردن فنون و حرفه ها و آداب و رسوم تا جزئي ترين آنها است. جايي كه بحث ورزش باشد چوگان را به خوبي بيان مي كند. يا شطرنج را در شعري وارد مي كند و به اعتقاد برخي فهم درست و عميق اشعارش به يك دوره يادگيري مشاغل، آداب، سنن اقوام، ورزش ها، برخي لغات زبان هاي ديگر و... نياز دارد.
حال يكي از غزل هاي زيباي حافظ را با هم ميخوانيم:
خــسروا گـوي فـلــك در خم چـوگان تـو باد
ساحت كون و مكان عرصه ي ميدان تو باد
زلف خاتونِ ظفر، شيفته ي پرچم توست
ديـده ي فـتـح ابـد عـاشـق جـولان تـو باد
اي كه انشاء عطارد صفت شوكت توست
عـقـل كـل عـاشـق طـغـراكش ديوان تو باد
طيره ي جلوه ي طوبي قد چون سرو تو شد
غـيـرت خـلـد بـريـن سـاحـت بـستـان تو باد
نـه بـه تـنـهـا حيـوانـات و جـمادات و نبـات
هـر چـه در عـالـم امـرسـت بـه فـرمـان تو باد

